نگاهی به مدیریت و شیوه ی حفاظت از آثار تاریخی منطقه باستانی و گردشگری عباس آباد بهشهر


نگاهی به مدیریت و شیوه ی حفاظت از آثار تاریخی منطقه گردشگری عباس آباد بهشهر
زمان: سیزده نوروز هشتاد و هشت







قایق موتوری،ایجاد موج، ضربه به بنای چهار طاقی و دیواره ی سد
چه کسی پاسخگوست؟ میراث فرهنگی یا تربیت بدنی؟


این مکان چهارصد ساله است. 
آیا به آب انداختن قایق موتوری با نظارت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و کشور انجام شده  است؟
اگر سد فرو بریزد، از عباس آباد چه می ماند؟



اگر به پشت سد نظر بیندازید، نشت آب را خواهید دید. 
این دیواره در حال تخریب جدی است. 



آیا شاه عباس صفوی این بنا را برای عبور کامیون و سواری ساخته بود؟
میراث فرهنگی در عباس آباد چه نقشی دارد؟



آیا ساخت و ساز در عباس آباد با نظارت انجام می پذیرد؟



درب محوطه ی تاریخی قفل است. این همه جمعیت در محوطه از کجا وارد شده اند؟ 
آیا عباس آباد مدیر و ناطر دارد؟




نشستن در میان آثار تاریخی عصر صفوی با بار و بنه و مجوز ورود! 





ریاست محترم پژوهشکده میراث فرهنگی کشور نظارت بفرمایید.



آتش در کنار بنای عصر صفوی و لابد کباب، به یاد شاه عباس



راهنمای گردشگری در عباس آباد کجاست؟



موزه دائمی عباس آباد تا چه زمانی بسته می ماند؟



در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند



میراث فرهنگی و طبیعی، یادگار نیاکان ماست.
تخریب، بی کفایتی، بی مسئولیتی نسبت به میراث فرهنگی، خیانت به انسان، سرزمین و نسل آینده است. 

آغاز سال 1388 بر هر ایرانی مبارک باد


بهار آمد كه گردد جسم وجان مست                      شود دل مست چون بلبل زبان مست

بهار آمد كه از بوي گل و مي                                   زمين بيهوش گردد آسمان مست

نشد تغيير در كيفيتم هيچ                                      همان مستم همان مستم همان مست

زماني نيست كز گلبانگ شوقم                                         نيفتد بلبلي از آشيان مست

چو بر مستان باشد هيچ تكليف                                    چرا طالب نباشد جاودان مست

زمان مستي بلبل، بهارست                              تو چون طالب شدي، فصل خزان مست

(طالب آملی)

آیین تعزیه خوانی


بمناسبت هفتمین شب شهادت سرور آزادگان جهان، امام حسین (ع) و یاران باوفایش آیین تعزیه خوانی توسط پیشکسوتان میراث معنوی شرق مازندران از ساعت 6 عصر روز دوشنبه 23 دی ماه در حسینیه قتلگاه شهرستان بهشهر برگزار می شود. شبیه خوانی استادان گرانقدر، محمدرضا اسحاقی، علی اکبر اکبری و اصغر صیاد در این مراسم که از حافظان و راویان تعزیه کشور محسوب می شوند، تجلی بخش اجرای کهن ترین گونه ی نمایشی در حهان می باشد.
(انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو)

آقای رئیس جمهور ! میراث فرهنگی مازندران را نجات دهید.

با سلام و خیرمقدم خدمت شما و هیئت محترم دولت جهت پیگیری مصوبات سفر اول و دیدار با مردم شریف مازندران، به استحضار می رساند که انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو در راستای صیانت از میراث فرهنگی در سفر اول حضرتعالی نامه ای را در صندوق دریافت نامه های مردمی سفر ریاست جمهوری قرار داد تا با عنایت و توجه بیشتری، پتانسیل های تاریخی منطقه به فعلیت نزدیک شود. در این نامه ضمن معرفی آثار تاریخی و طبیعی منطقه، معضلات، مشکلات و درخواست های مورد نیاز منطقه طرح شده بود تا به یمن برکت حضور شما، مسائل در سطح کلان و با دستور عالی ترین مقام اجرایی کشور بررسی و حل شود. نامه ای که هرگز به رویت حضرتعالی و هیئت همراه نرسید و با پاسخی کوتاه از سوی ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران همراه بود و موجب کدورت آن مدیریت محترم شد. پاسخ به این نامه طی شماره 26946/143 به تاریخ 1/12/1385 ارسال شد که جناب آقای عباس نژاد مرقوم فرمودند که: ( در اجرای مفاد مندرج در فرم شماره 85221272953 ستاد ارتباطات مردمی ریاست محترم جمهوری به استان مازندران به استحضار می رساند که بخش اعظمی از مصوبات سفر ریاست محترم جمهور در دو بخش استانی و شهرستان بهشهر، به رسیدگی آثار تاریخی منطقه مورد نظر شما اختصاص یافته که در حال اجرایی شدن می باشد، لذا برای دریافت اطلاعات بیشتر به معاون محترم حفظ و احیاء سازمان مراجعه یا تماس حاصل نمایید.)
تماسی که بی حاصل بود و شرح این پیگیری و مکاتبات، به نامه نگاری و ملاقات با جناب آقای مهندس مشایی، ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور – جناب آقای مهندس شفقت، استاندار سابق مازندران – مدیرکل بازرسی استانداری مازندران - بازرسی ریاست جمهوری – فرماندار محترم شهرستان بهشهر - مدیرکل دفتر ریاست، ارزیابی عملکرد و بازرسی سازمان میراث فرهنگی کشور – نماینده محترم شهرستان بهشهر در مجلس شورای اسلامی و مهندس کریمی استاندار محترم استان مازندران منجر شد.
آقای دکتر احمدی نژاد !
شرق مازندران به علت شرایط ویژه ای که دارد شایسته است تا به عنوان قطب گردشگری شمال ایران مورد عنایت قرار گیرد. وجود چندین غار تاریخی مربوط به حضور و زیست انسان دوره متفکر دوره ی نئاندرتال، بزرگترین مرکز یکجا نشینی پیش از تاریخ در گوهرتپه، آثار تاریخی منطقه خرگوران و آتشکده کوسان مربوط به عصر ساسانی، بناهای متعدد مربوط به عصر صفوی و ایجاد بهشهر به عنوان پایتخت تابستانی صفویان، وجود گورستان تاریخی سفیدچاه که کهن ترین سنگ نبشته ی آن مربوط به قرن هفتم هجری ست، وجود دهها امامزاده، همجواری با شبه جزیره میانکاله به عنوان یکی از ذخایر بیوسفری جهان، قرار داشتن در میان جنگل های کهنسال هیرکانی و دهها پتانسیل و امتیاز خداداد از دلایل واضحی ست که در هیچ یک از مناطق شمال ایران یافت نمی شود و ما به علل فراوان از پتانسیل ارزشمند بخش گردشگری محروم مانده ایم. لذا با حضور مدیریتی کارآمد می توان با استفاده از امکانات موجود، شمال سرسبز ایران را پذیرای بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی نمود و پیشینه ی فرهگی و تاریخی خود را به رخ جهانیان کشید.
ریاست محترم جمهوری !
بر اساس گزارش مکتوب مصوبات سفر اول هیات محترم دولت به مازندران، (اختصاص مبلغ 10 میلیارد ریال با مشارکت استانداری جهت مرمت و احیای آثار بجای مانده از باغهای تاریخی دوره صفوی و باغهای مربوط به دوره یاد شده) ذکر شده است. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران بر اساس اعتبار تخصیصی چه عملکردی داشته است و وضع آثار تاریخی ذکر شده چگونه است.
خرید چندین هزار آجر گرانقیمت از استانی دیگر که دارای رگه های آهکی بوده و بخش اعظمی از آن در سرمای سال قبل متلاشی شد موجب شد تا بدون حضور ناظر متخصص بر عامل متخصص، میلیون ها ریال از اعتبارات صرف ایجاد چند باره سنگفرش آجری در بخش تاریخی عباس آباد بهشهر شود و این محوطه بسیار باارزش تاریخی به علت نبود کارشناس صفویه شناس دائماً مورد دستکاری ناشیانه قرار گیرد و با تغییرات و ساخت چند باره مسیرهای تاریخی، آجرفرش های عصر صفوی در زیر آجرهای جدید مدفون شود و بخشی از این مسیر با نام مجعول خوانا سازی در زیر سنگ ریزه ها قرار گیرد. علیرغم هشدارهای داده شده، خطر شکستن بند دریاچه عباس آباد به علت عبور کامیون های سنگین دور از انتظار نیست و متاسفانه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران در قبال نگهداری این مجموعه تاریخی سهل انگاری می نماید.
یکی دیگر از ابنیه های تاریخی عصر صفوی در شهرستان بهشهر با نام کاخ چشمه عمارت پس از سالها محرومیت از ساخت و ساز در زمستان سال گذشته مورد عنایت قرار گرفت. این کاخ تنها مکان واقعی عصر صفوی است که توسط معماران متخصص چهارصد سال پیش ساخته و به یادگار مانده است. حضور سه فرد مدعی ساخت طاق میان بنا از زمستان سال گذشته تاکنون و عدم توفیق این افراد موجب شد تا بیش از 20 تن گچ برای مساحتی کمتر از 100 متر نصب و تخریب شود. استفاده از آجرهای نامرغوب، سنگین وزن و فشار به بنای چهارصد ساله و نبود ناظر و دلسوز موجب شد تا طاق ساخته شده از قوس لازم برخوردار نباشد.
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران در روزنامه رسمی ایران ویژه نامه مازندران به تاریخ 9 آبان ماه اعلام نمود که بازسازی چشمه عمارت بهشهر به پایان رسیده است.
اما در تاریخ 14 آبان ماه با محصور نمودن بنا برای چندمین بار سقف کاخ چشمه عمارت تخریب شد و باز هم میلیون ها ریال بودجه های تخصیص یافته در اثر بی مبالاتی و عدم مدیریت شایسته به نخاله تبدیل شد.
از ذکر دیگر قول های انجام نشده در این بخش صرف نظر نموده و بخش مهمی از مشکلات نگران کننده از وضعیت تاریخی را به نامه ی سفر اول حضرتعالی ارجاع می دهیم و با بررسی ساده ای می توان عملکرد میان دو سفر ریاست جمهوری را دریافت.
تنها ذکر یک مورد را ضروری می دانم که پس از 17 سال چشم انتظاری و قول های مکرر هنوز به انجام نرسیده است. خانه ی نیما، پدر شعر نوین ایران در روستای یوش، هر سال به مشتاقان شعر ایران وعده تبدیل شدن به موزه را می دهد و با توجه به اینکه رسماً وعده افتتاح موزه توسط ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران اعلام شد, این مکان همچنان در انتظار وعده ای ست که در سال 1370 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور اعلام شده بود.
جناب آقای دکتر احمدی نژاد !
از شما به عنوان ریاست محترم جمهوری تقاضا داریم تا با بررسی دقیق بر عملکرد چند ساله و درخواست های مکتوب مرحله اول سفر ارزشمند شما به استان لاله خیز مازندران، پتانسیل توانمند و یگانه ی سرزمین علویان را به فعلیت شایسته رهنمون فرمایید.



با سپاس
انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو
21/8/1387

کاخ چشمه عمارت عهد صفوی بهشهر کانون آزمون و خطای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران

بر این باوریم که هویت هر سرزمین برخواسته از تاریخ، فرهنگ و آثار باقیمانده از گذشتگان می باشد و هر قوم اندیشمند و آگاهی، سعی دارد تا سرچشمه های دانایی سرزمین خود را در میان آثار، اقوال و نشانه های برجای مانده کشف کند. زمانی نمی گذرد که شاهد سرقت و مصادره شخصیت های گرانسنگ تاریخ ایران نظیر مولوی، فارابی، نظامی و ... توسط کشورهای پیرامونی هستیم و شاید این عیب ناشی از بی توجهی و سهل انگاری در نگهداری آثار و عدم حرمت گذاری نسبت به مفاخری باشد که هر یک در شناسنامه ی فرهنگی جهان دارای جایگاه ویژه و ارزشمندی می باشند.
شهرستان بهشهر دارنده ی مجموعه ی آثار برجای مانده از دوره ی صفوی در مازندران است که می تواند نقش تعیین کننده ای در ایجاد قطب گردشگری تاریخی- طبیعی شمال ایران ایفا نماید و اندک توجه کارشناسانه می تواند این پتانسیل را به فعلیت برساند. متاسفانه ابنیه ی صفوی در بهشهر یا بلاصاحب و کارشناس مانده است و یا از افراد متخصص در نگهداری و کاوش استفاده نشده است و روزبروز بر شدت آسیب رسانی بر آثار موجود توسط افراد ناآگاهی که به عنوان مسئول میراث فرهنگی در این شهر مشغول بکار می باشند، افزوده می شود. نگرانی اهالی فرهنگ مدار شهرستان بهشهر و دوستداران میراث فرهنگی به شرایط بحرانی و اسفبار مجموعه ی عباس آباد در سال های اخیر نه تنها کاسته نشده است بلکه با وضعیتی که در ماه های اخیر در کاخ چشمه عمارت به وقوع پیوست، موجب تشدید نگرانی ها و تاسف فراوان شد. حضور چندین فرد به عنوان کارشناس و مدعی ساخت طاق میان کاخ صفوی چشمه عمارت و ساخت و تخریب چند باره، حاصلی جز آسیب رسانی به بنا چیزی درپی نداشت و بیش از بیست تن گچ را جهت ساخت سقف کمتر از صد متر، به نخاله دانی فرستاد. صرف میلیون ها تومان هزینه، نبود مدیریت و عدم دقت کارشناسان و نظارت بخش مرمت سازمان از دلایل روشن عملکرد میراث فرهنگی در شهری ست که می تواند گردشگران فراوانی را به خود جلب نماید و علاوه بر شرایط طبیعی و اقلیمی، پایتخت تابستانی صفویان را به گردشگران معرفی نماید. امروز این کاخ مکانی جهت آزمون و خطای متولیان فرهنگ و میراث سرزمین ما شده است و علیرغم اینکه طاق بنا بدون دقت ساخته شده و قوس آن از کف طبقه فوقانی بالاتر قرار داشت، روزنامه رسمی ایران در ویژه نامه مازندران در 9 آبان ماه از قول جناب آقای ایزدی، معاونت سازمان مازندران نوشت که بازسازی چشمه عمارت بهشهر انجام شده است. طاقی که با آجرهای متخلخل، آهکی، سنگین وزن و گران قیمت ساخته شد و تقریباً دو برابر آجرهای عصر صفوی وزن دارند و فشار زیادی را به پایه های ساختمان چهارصد ساله وارد می نمایند.
مکاتبات مکرر ما با مدیریت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران، استاندار سابق مازندران، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور و مسئولین محلی و نامه به ریاست محترم جمهوری و استاندار وقت مازندران متاسفانه هنوز نتوانسته است دردنامه این بی کفایتی ها را التیام بخشد. در تاریخ 14 آبان ماه با محصور نمودن بنا برای چندمین بار سقف کاخ چشمه عمارت تخریب شد و به قول نگهبان محترم این بنا، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران مقرر نمود از ورود افراد به محوطه خودداری نمایند. متاسفانه کاخ چشمه عمارت مسئول ندارد و هیچ کس پاسخگوی مستقیم این مکان نیست.
امیدواریم با اعزام کارشناسانی متخصص و بررسی عملکرد سازمان از زمستان سال گذشته تاکنون در چشمه عمارت بهشهر، شرح بی مبالاتی ها، حیف و میل مصالح ساختمانی و در نهایت به هدر رفتن بودجه دولتی تخصیص یافته و بیت المال مسلمین مشخص گردد و با حضور مدیریتی شایسته نسبت به حفظ و ساخت ابنیه های ارزشمند موجود اقدامات لازم صورت پذیرد و این شهرستان به جایگاه واقعی خود در حوزه میراث فرهنگی نائل شود.

گردشگري و جايگاه آن در شرق مازندران (به مناسبت هفته گردشگری) - محمد عظیمی

گردشگري و جهانگردي امروزه به عنوان صنعتي قدرتمند و جذاب در جهان از جايگاه ويژه اي برخوردار است و سـود حاصله از آن در بـــرخي از كشورها به عنوان پايه ي ارزي و توليد ناخالص ملي محسوب مي شود.
صنعت گردشگري علاوه بر ايجاد سلامت جسم و جان مردم مي تواند در ارتقاي فرهنگ اوقات فراغت، كاهش پديده هاي ناهنجار اجتماعي و فرهنگي، تحكيم تفاهم ملي، منطقه اي و جهاني،گسترش اشتغال، توزيع درآمد، سرعت گردش پول و سرمايه، ارزآوري و گسترش صادرات و توليد صنايع منطقه اي، معرفي خصوصيات اقليمي-جغرافيايي و انتقال فرهنگ و هنر بومي، نقش مهمي را ايفا نمايد.
گردشگران خارجي را مي توان با توجه به حضورشان در مناطق ديگر به سه دسته تقسيم نمود. گروهي كه به عنوان توريستهاي تجاري سفر مي نمايند كه عمدتاً در مناطق ساحلي و مرزي تردد نموده و با آوردن كالا و يا خروج كالا از منطقه، سدشكن قيمتها در شهرهاي بزرگ محسوب مي شوند و عدم تثبيت قيمتها و قاچاق كالا، شرايط جلب گردشگر را فراهم مي نمايد.
عده اي از گردشگران با توجه به نوع تخصص خود و احساس نياز به بازديد از اماكني خاص سفر نموده كه گردشگراني حرفه اي محسوب مي شوند. اين گروه به نقاط مختلف جهان سفر نموده و با صرف كمترين زمان و هزينه، نياز خود را برآورده مي نمايند.
ارزآورترين گروه گردشگري متعلق به توريست هاي غيرحرفه اي ست كه تنها براساس تبليغات و معرفي تـورهاي گردشگري در نقاط ويژه از نظر هنري، تاريخي و يا طبيعي استقـرار يافته و از امكانات موجود بهره برداري مي نمايند.
گردشگران داخلي هم بر اساس آشنايي از منطقه و يا تبليغات مختلف، از امكانات و مواهب طبيعي- تاريخي و ديني سرزمين خود استفاده مي نمايند.
توريسم در گسترش و تنوع نگاه گردشگران موجد شاخه ي جديد در جها ن گرديد كه با نام اكوتوريسم، شاخه ي عظيمي را در جلب و جذب گردشگران بوجود آورد. استفاده از طبيعت، زيستگاهها و مناطق طبيعي نيازمند ايجاد شرايطي ست كه رفتار با طبيعت و صدمات احتمالي ناشي از اين حضور را ناگزير مي كند.
امروزه اكوتوريست ها بايد رفتارشان با طبيعت، سالم و بدون زيان باشد. جامعه ي بين المللي اكوتوريسم، اين پديده را، - سفر مسئولانه به مناطق طبيعي كه محيط زيست را حفاظت و ارتقاي وضع زندگي و معيشت مردم محلي را حمايت مي كند- تعريف نموده است.
برنامه محيط زيست سازمان ملل متحـد (undp) سه عامل اساسي را در يك پروژه اكــوتوريستي تعريف مي كند.
1- پروژه اكوتوريستي حافظ تنوع زيستي باشد.
2- در راستاي مفهوم استفاده پايدار از مابع، حركت كند.
3- عوايد حاصله را با جوامع محلي تقسيم نموده و آنها را در سود خود شريك سازد.
كشور ايران با توجه به وجود تنوع فراوان زيست محيطي و اماكن تاريخي- باستاني در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان، براي رسيدن به شـــــرايط استفاده ي بهينه از مواهب موجود و جــذب گردشگري و بهره برداري اقتصادي، فاصله ي زيادي دارد.
استان مازندران به خاطر شرايط ويژه ي منطقه اي و برخورداري از مواهب طبيعي و تاريخي داراي پتانسيل بالقوه اي ست كه بايد به فعاليت مطلوبتري برسد. حضور درياچه اي عظيم و نادر در جهان كه به خاطر وسعتش دريا ناميده مي شود و كوههاي سربه فلك كشيده اي كه از عظمت كوه دماوند بهره جسته و چون بال سيمرغي سبزفام، دشت مازندران را در آغوش كشيده است و آثار تاريخي فراواني كه هر يك مي تواند هزاران گردشگر را به خود بخواند، از پتانسيل هاي بـرجسته اي ست كه قدم به قدم در اين سرزمين يافت مي شود. استاني كه در بسياري از فصـول، اختلاف دمــاي مناطق آن نزديك به پنجاه درجــــه سانيگراد مي رسد و مـي توان چهار فصل سال را در گــردشي يك روزه حــس كرد. جنگل هاي انبوه و آيـشاراني بي بديل در يكسو و دريايي آوازه خوان، سمفوني حياتي را اجرا مي كنند كه هر مسافر را در عطر بهارنارنج خود سرمست مي كند و طراوت زندگي را در بارش نرم خود منتشر مي نمايد.
در اين گستردگي، شرق مازندران با تنوع تاريخي و زيستي خود از جايگاه ويژه اي برخوردار است. همسايگي با كوير در استان سمنان و همجواري با چشم انداز دشت استان گلستان علاوه بر قرابت فرهنگي و اقتصادي، مركز زيستي يكي از تالابهاي مطرح در جهان است. تالاب ميانكاله كه در فصولي از سال مهمانپذير پرندگان مهاجر بخشي از جهان شده است و دريايي كه مرواريد سياه خاويار را در دل خويش به بار مي نشاند. ذخيره گاه زيست كره ميانكاله به عنوان يكي از مهمترين مخازن نگهداري و حفظ ژن هاي فلوروفن در بيوسفر از اهميت جهاني انحصاري برخوردار است و متاسفانه ناله ي احتضار آن را در تغيير كاربري و دست اندازي هاي كودكانه و آلودگي هاي شديد زيست محيطي، مي شنويم.
در حوزه ي تاريخ و ميراث فرهنگي برباد رفته نظير دروازه تميشه و جر كلباد و كاخهاي متعدد صفوي و آتشكده ي كوسان درمي گذريم و به نشانه هاي موجود از نياكان خود، كه مي تواند هر گردشگري را در خود جاي دهد مي پردازيم.
از غار هوتو و كمربند كه نشانه ي حضور انسان متفكر دوره نئاندرتال در بهشهر تا بناهاي متعدد دوره ي صفوي نظير پارك ملت، كاخ چشمه عمارت، مجموعه ي عباس آباد، كاخ صفي آباد تا بقعه ميركمال الدين و جمال الدين، بقعه ي سفيدجاه(سفيدچاه)، قلعه پلنگان و خانه هاي شهرياري در يانه سر و هزارجريبي در سرخ گريه از منطقه ي وسيع هزارجريب و عمارت هاي سيامي در گرجي محله و حسينيه هاي فرحي و شيخ علي زاده در رستمكلا، از ويژگي هاي برجسته معماري در قرون مختلف مي باشد كه مي تواند هر گردشگري را با عظمت و مهارت استادكاران گمنام منطقه آشنا سازد.
اماكن ديني و امام زاده ها به عنوان نقاطي كه زائران را به خود جلب مي نمايد و حلقه ي ارتباطي ميان خلق و خالق مي شوند، در اين ناحيه كم نيست. امام زاده عبدالله روستاي اطرب، امامزاده پنج تن، امامزاده يحيي، امامزاده ابراهيم، امام زاده قاسم، امامزاده سبحان در منطقه ي نكا، امامزاده يوسف، امامزاده احمد، امامزاده شاه رضا، امامزاده آقاسيدرضا، شاهزاده علي اصغر، شاهزاده حسين، بي بي زينب، امامزاده عبدالله، امامزاده فضل و فاضل، امامزاده منصور و ابراهيم و رحمان و امام زاده شيخ نور، مويد حضور فرزندان ائمه اطهار و بزرگان حكومت زيديه و مرعشي در اين ناحيه هستند.
از نگاه مواهب طبيعي و اكوتوريسم علاوه بر نشانه هاي موجود در اماكن تاريخي و دريا، بايد از آبشارها و چشمه سارهاي فراواني ياد كرد كه از لابلاي سنگ ها و ارتفاعات طبيعي منطقه جاري مي شوند و زندگي را طراوت مي بخشند. آبشارهاي زنگت، سنگ نو، اسپه او و چشمه هاي آب معدني قرمرض، كوسان، پاسند، جزي و دهها چشمه ي زلالي كه در جاي جاي منطقه رويش مي كنند و هر تازه واردي را به زلالي طبيعت ميهمان مي كنند.
مناطق جلب گردشگر در اين منطقه ي وسيع كم نيست و تنها نام بردن از آن فرصتي جانانه مي خواهد تا اسامي رودها، غارها، تپه هاي باستاني و جنگل ها، حيوانات خاص منطقه و گونه هاي مختلف گياهان دارويي منطقه را بازگو كنيم.
از صنايع دستي منطقه علاوه بر ابزار آلات چوبي مي توان از جاجيم ويژه منطقه در روستاي متكازين و نمد كوا و كرچال زنان گمنامي ياد كرد كه با بافت گليمچه، سفره، رختخواب پيچ، چادرشب، لنگ، پادري، خورجين و پارچه هاي پشمي، صنايع دستي اين سرزمين را پاس مي دارند و در صورت عدم حمايت از اين صنعتگران بي ادعا، هنر بومي منطقه به مرگي ابدي فرو مي روند.
اين همه تنها نشانه هايي از موجوديت و هويت سرزمين ماست كه مي تواند هر گردشگري را به خود دعوت نمايد و در كنار مواهب طبيعي، دست افزارهاي بشري خود را يادگار خانه هاي مردماني در هر گوشه ي جهان نمايد.
فارغ از اماكن دور از دسترس و ويژه اي كه مسافران و گردشگران حرفه اي را به شوق ديدار از جاذبه هاي مختلف و خاص در منطقه، به سوي خود مي خواند، استان مازندران مسير عبور گاه اجباري مسافران و گردشگراني ست كه به شوق زيارت امام هشتم و گاه جهت استفاده از دريا، ميهمان سرزمين ما مي شوند و در سايه سار درختي و كنار چشمه ساري، با طبيعت پيوندي يگانه برقرار مي نمايند.
نقش تبليغات و معرفي جاذبه هاي موجود و ايجاد شرايط اقامتي در جلب و جذب گردشگر، بر هيچ كس پوشيده نيست و بايد علاوه بر تلاشهاي قابل تقدير انجام شده، در جهت ايجاد تسهيلات ضروري اقدامي جدي نمود.
در همين راستا مواردي از موانع موجود در گردشگري منطقه ي شرق مازندران را با كلياتي قابل تجزيه و فارغ از بررسي موشكافانه برمي شماريم.
- راه به عنوان اولين و بديهي ترين مسير رسيدن به مقصد، متاسفانه از استانداردهاي لازم برخوردار نبوده و عرض كم جاده، رانش زمين در بخش كوهستاني، نبود علائم راهنمايي در برخي از مسيرها عاملي جهت ايجاد تصادف و وحشت خواهد بود و گردشگر هرگز نخواهد توانست با تكيه بر احتمالات به مناطق ناآشنا سفر نمايد. رشد گردشگري در جهان همراه با توسعه ي شبكه حمل و نقل بوده و بدون آن رشد نخواهد كرد.
- نبود مراكز مستمر اطلاع رساني و آگاهي بخشي از امكانات موجود در اماكن تاريخي- طبيعي، گردشگر را از حضور در اين اماكن منصرف خواهد نمود.
- فاصله ي زياد شهرها و دريا با توجه به كمبود شديد ساحل و مسدود بودن منطقه ميانكاله و حضور نيروگاه و بندر اميرآباد در بخش ساحلي، از حضور گردشگران به دريا كاسته است و قابل قياس با بخش غربي مازندران نيست. براساس گزارشي سازمان حفاظت محيط زيست از ‌١٧ نقطه‌ي دريا نمونه برداري كرده است كه متاسفانه هيچ يك از اين نقاط قابل شنا كردن نبوده است. تخليه ي پس آبهاي صنعتي به رودخانه ها و آلودگي محيط زيست علاوه بر مرگ و مير ماهيان موجب گريز گردشگر از منطقه نيز خواهد شد.
- گردشگران در مناطق معروف و مطرح منطقه به علت نبود اطلاع رساني از پيشينه و تاريخ مكان حضور خـود بي بـهره بوده و تنها بازديد كننده اي عادي محسوب مي شوند. بديهي ست كه معرفي امـاكن خاص مي تواند، پيشينه و عظمت آن را در جلب و جذب گردشگر دوچندان نمايد و با توضيح تخصصي و مدون مي توان از گزارشات غيركارشناسانه و گاه متناقض جلوگيري كرد.
- نبود مديريت هاي مداوم در برخي از مناطق تاريخي- طبيعي و عدم نظارت مستقيم موجب آسيب رساني جدي به آثار تاريخي و امكانات موجود خواهد شد.
- عدم برنامه ريزي و كمبود امكانات اوليه، برخوردهاي سليقه اي، كمبود متخصصين واجد شرايط و يكسويه نگري در مديريت اماكن تاريخي- طبيعي منطقه نه تنها موجب جلب گردشگر نخواهد شد بلكه علاوه بر نبود امكانات در قياس با اماكن همجوار جديدالتاسيس، موجب گريز گردشگر و تقويت تجمع در نقطه ي ديگر مي گردد و سرمايه هاي معنوي و مادي را از دست خواهد داد.
- فراواني كشفيات باستان شناسي و اسناد تاريخي و هنرهاي دستي و سنتي مهمترين بهانه براي داشتن نمايشگاهي دائمي و موزه اي منطقه اي محسوب مي شود. شرق مازندران توان آن را دارد تا تنها با تكيه بر آثار كهن خود، بي نياز از ديگر مناطق، موزه اي سرشار از دست افزارهاي بشري سرزمين خود را داشته باشد. نبود موزه، خلايي فرهنگي و تاريخي در شناخت سرزمين ماست.
- با سرانجام يافتن كيفي مسائل مبتلابه گردشگري مي توان به دغدغه ي بزرگ جامعه ي ما –مشكل بيكاري- رسيدگي كرد. مطابق استانداردهاي جهاني، ورود هر 6 گردشگر خارجي، يك شغل ايجاد مي كند و در كنار هر شغل مستقيم، 1/2 درصد شغل غيرمستقيم نيز ايجاد مي شود. پيش بيني مي شود كه تا سال 2010 ميلادي، گردشگري موجب اشتغال 43 درصد از جمعيت جهان شود و اميدواريم ما هم سهمي در اين فرايند پردغدغه داشته باشيم.
- استان مازندران مي تواند با معرفي متخصصانه ي اماكن تاريخي-طبيعي و ايجاد بستر مناسب براي حضور گردشگر، با استانهاي اصفهان و فارس به رقابت برخيزد و يك گردشگر حرفه اي بايد بداند بخشي از هويت صفويان در شرق مازندران خانه دارد.
- حضور بخشي از آثار طبيعي، تاريخي و ديني در شهرها، ضرورت برنامه ريزي شهري را ايجاب مي كند. گردشگر مشتاق مي خواهد در اين ديدار با محيطي پاك، غيرآلوده و جذاب مواجه شود. با آنكه در بروشورهاي چاپ شده جهت جلب گردشگر با اسامي اماكن فرواني روبرو هستيم، متاسفانه شهرداري ها شرايط حضـور را آسان ننموده و متاسفانه گردشگر حتي داخلي با زباله ها، حيوانات جونده، خيابان هاي پر چاله، پياده روهاي خاك آلوده و نامتجانس و بازارهايي غيربهداشتي و غيرجذاب، نمي تواند خود را به اقامتي در حداقل زمان راضي نمايد.
- حمايت از بخش خصوصي و ايجاد تسهيلات و نگرش استعداد بومي در ايجاد بافت هاي سنتي و عرضه ي صنايع بومي در ساخت و ساز بخش ديگري ازنياز منطقه محسوب مي شود و استفاده از پتانسيل موجود و حمايت از تشكل هاي مختلف غيردولتي مي تواند بخش عظيمي از نيروي جوان و كارآمد را به ميدان اشتغال وارد نمايد.
اميد داريم تا با سرانجام يافتن نياز منطقه و تحقق آن از مرحله ي تئوري به عمل، شهري سالم و شايسته، منطقه اي پرطراوت و استاني مهمان پذير داشته باشيم تا ايران كهنسال ما بتواند جهان را بر سفره ي انديشه، فرهنگ، تاريخ و تمدن خود بنشاند و آن را از سرچشمه هاي زلال خود بنوشاند.
انجمن دوستداران ميراث فرهنگي هوتو به عنوان يكي از تشكل هاي غيردولتي مي تواند در عرصه ي فرهنگ، تاريخ و تمدن منطقه راهنمايي و تدارك اين اتفاق فرخنده را برعهده گيرد و راهنماي گردشگران داخلي و خارجي، محققان و پژوهشگران و همدل مهرباني هاي شما باشد.

(( آقای استاندار ! به داد میراث فرهنگی برسید ))

بر کسی پوشیده نیست که میراث فرهنگی، هویت تاریخی ماست و این نشانه های باارزش می تواند روزگار برگذشته را به نسل های آتی خود منتقل نماید و حضور ماندگار فرهنگ ما را به هر رهگذاری اعلام نماید.
متاسفانه سوء مدیریت و جفاهای فراوانی که به میراث فرهنگی شرق مازندران شده است از حوصله ی این دردنامه بیرون است و هنوز پاسخی مستدل از نامه ی تقدیمی به ریاست محترم جمهوری در سفر اول مازندران دریافت ننموده ایم.
در چهار ماه اخیر تنها بنای برپای مانده ی عصر صفوی به بهانه ی تعمیر، تبدیل به پایگاهی جهت آزمون کسانی شده است که به نام متخصص، طاق زدن را تجربه می نمایند و از این رهگذر چندین تن گچ و تعداد فراوانی آجر و به تعبیری واقعی تر میلیون ها تومان سرمایه ی تخصیصی به چشمه عمارت بهشهر به هدر رفته است.
این مکان که سالها در میان داربست ها زندانی شده است بدون نظارت و متخصص رها شده و آجرهای باقی مانده آن در سال های اخیر به پایگاهی دیگر انتقال یافته است. در سال گذشته آجرهای گرانقیمتی از استانی دیگر به این مکان انتقال یافت که به علت نامرغوب بودن در پی سرمای زمستانی، متلاشی شده است و بخشی از آن را جهت استفاده در محوطه ی تاریخی پایگاه عباس آباد مورد مصرف قرار دادند که متلاشی شد و ما را در برابر مهارت خشتمال عصر صفوی شرمنده ساخت.
دانسته نیست که بر کدام استدلال باید آجر از استانی دیگر وارد شود و چه کسی بر کیفیت کالاهای خریداری شده توسط میراث نظارت دارد؟ چرا باید با توجه به وجود کوره پزخانه های آجرپزی در شهر و قیمت بسیار ارزان و کیفیت مطلوب آن، اقدام به خرید آجر ناپخته از استان دیگر شود؟
وزن تقریبی هر آجر خریداری شده بین 6 الی 5/6 کیلو بوده و وزن آجرهای قدیمی موجود بین 3 الی 5/3 کیلو می باشد. فارغ از کیفیت نامطلوب، بر اساس کدام کارشناسی می توان آجرها را در میان طاق بنا جای داد و آیا تحمل دو برابر وزن واقعی مصالح در برابر پایه های چهارصد ساله، کارشناسانه می باشد؟
آقای استاندار محترم
در طول چهار ماه اخیر چندین نفر مدعی ساخت طاق این مکان ارزشمند شده اند که هر کدام با حیف و میل مصالح و تخریب قالب های ناشیانه و غلط، ضربات مهلکی بر دیواره های موجود وارد نموده اند. چرا باید دهها تن مصالح در این مکان ضایع و این ساختمان بدون مهندس ناظر و کارشناس خبره رها شود. گویا چشمه بی آب عمارت صفوی، نان دانی عده ای از خدا بی خبر شده است که به نام سازمان میراث فرهنگی برای ریشه کن کردن فرهنگ و هویت تاریخی، تیشه در دست گرفته اند.
جناب آقای مهندس کریمی
مدتهاست که آثار تاریخی موجود در شهرستان بهشهر در شرایط بحرانی قرار گرفته است و اراده ای جهت حل معضلات موجود وجود ندارد. از آخرین دستور مهندس شفقت، استاندار قبلی مازندران مبنی بر تشکیل جلسه ی اضطراری و رسیدگی به وضعیت منطقه، بیش از چهار ماه می گذرد و هنوز این جلسه تشکیل نشده است. دستوری که در اوایل اسفند ماه سال 1386 صادر و مقرر شده بود تا ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در مورد رسیدگی به وضعیت آثار تاریخی، جلسه ای را با حضور فرماندار محترم بهشهر، بازرس محترم استانداری و اینجانب برگزار نمایند.
انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو اعتراض خود را نسبت به بی توجهی و تخریب آثار باستانی منطقه اعلام نموده و از شما به عنوان عالی ترین مدیر اجرایی استان درخواست می نماید تا آثار فراوان تاریخی منطقه را از خطر تخریب و عملکرد غیرکارشناسانه نجات دهید.

29/4/1387
انجمن دوستداران میراث فرهنگی هوتو
Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes